پرش به محتوای اصلی
ادیب الممالک ادیب الممالک

فرهنگ پارسی

شمارهٔ ۲۲ - نامهای بروج در دساتیر

شَت جی‌افرام در دساتیرش

از بروج اینچنین کند تعبیر

بره و گاو با دوپیکر دان

گات و کام است و نیز «دام سریر»

باز «خرچنگ» و «شیر» و «خوشه» بود

همچو «هرچنگ» و «شار» و «ادشه» نویر

هم ترازو است بی گمان تولار

باز «کازام» کژدم است هژیر

پس کمان شد «کمار» و «مزد» بز است

«دال» دول است و «ریم» ماهی گیر

ادامه‌ی فرهنگ پارسی

  1. شمارهٔ ۲۴ - در شناسائی چهار سوی زمینچار سوی کرانه گیتی
  2. شمارهٔ ۲۵ - نیز نام انگشتان به پارسینام انگشتان مردم در زبان پارسی
  3. شمارهٔ ۲۶ - در تطبیق ماه‌های پارسی با قبطیای همایون‌سرشت پاک‌نژاد
  4. شمارهٔ ۲۷ - هفت قلم آرایش زنانهفت پیرایه شد به روی بتان
  5. شمارهٔ ۲۸ - هفت اندام مردم نمازیترا باید که هفت اندام هنگام نماز اندر
  6. شمارهٔ ۲۹ - نام هفت آتشکده پارسیانزان هفت اختر بُد اندر فرس هفت آتشکده
  7. شمارهٔ ۳۰ - فرجودهای پنجگانه اشوزرتشتپنج «فرجود» پدید آمده از شَت زرتشت
  8. شمارهٔ ۳۱ - یشتهای اوستانام نُه یشتی که زرتشت اشوی پاکزاد
همه‌ی فرهنگ پارسی ←

ادیب الممالک درباره‌ی ادیب الممالک

محمدصادق پسر حاجی میرزا حسین فراهانی (زادهٔ ۱۱ مرداد ۱۲۳۹ هجری شمسی در گازران از توابع شهرستان خنداب در استان مرکزی - درگذشتهٔ ۱۲۹۶ هجری شمسی) ملقب به «ادیب‌الممالک فراهانی» و «امیرالشعرا»، و متخلص به «امیری»، شاعر، ادیب و روزنامه‌نگار دورهٔ مشروطه است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.