پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱

منع سودی نکند کاش نصیحت‌گر ما

گر تواند ببرد تیرگی از اختر ما

تو مگر در دل ماهی که چنین می‌گردند

ماه و خورشید چو پروانه به گرد سر ما

در شکست دل ما پرهیزی نیست به لاف

ما حبابیم، نسیمی شکند ساغر ما

ما از آن سوختگانیم که بزداید چرخ

زنگ از آیینه ماه به خاکستر ما

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۳غصه ی عالم نصیب جان ناشاد من است
  2. شمارهٔ ۴کسی که چشم مرا ابر نوبهار گرفت
  3. شمارهٔ ۵کسی نگفت که از شعله سوختن عیب است
  4. شمارهٔ ۶به دشمنش نظر است به دوستان کین است
  5. شمارهٔ ۷من سیه‌بختم نه تنها چرخ با من دشمن است
  6. شمارهٔ ۸نه جز توام دگری در دل خراب گذشت
  7. شمارهٔ ۹باز از انجمن آن انجمن آرا برخواست
  8. شمارهٔ ۱۰یک نظر دیدم و دل با نیش مژگان خوگرفت
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.