پرش به محتوای اصلی
ابوالحسن فراهانی ابوالحسن فراهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

به پیش آتش آهم زبانهٔ آتش

چنان بود که ز آتش زبانهٔ آتش

ز دوریت چو کشم آه بیشتر سوزم

بلی نسیم بود تازیانهٔ آتش

درون تربت من چیست غیر خاکستر

جز این متاع چه خواهی ز خانهٔ آتش

بیان درد دل خود به هر که کردم، سوخت

مگر زبان من آمد زبانهٔ آتش

چنان به سوختن اندر غم تو خو کردم

که دور از آتشم اندر میانهٔ آتش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸اگر سوسن صفت بودی زبانی در دهان گل
  2. شمارهٔ ۳۹ز مژگان پر برآوردست و سویش می‌پرد چشمم
  3. شمارهٔ ۴۰یاد آن روزی که یاری چون تو در برداشتم
  4. شمارهٔ ۴۱ما پای در گل از دل دیوانهٔ خودیم
  5. شمارهٔ ۴۲باورم آید اگر گوید جفا کمتر کنم
  6. شمارهٔ ۴۳بر سر کوی تو روزی چند جا می‌خواستیم
  7. شمارهٔ ۴۴زهر چشم تندخویی کو که دل پرخون کنم؟
  8. شمارهٔ ۴۵مژده باد ای دل که باز آن شمع را پروانه‌ام
همه‌ی غزلیات ←

ابوالحسن فراهانی درباره‌ی ابوالحسن فراهانی

ابوالحسن فراهانی حسینی متوفای ۱۰۴۰ قمری از شاعران سدهٔ یازدهم و صاحب رسالهٔ «شرح مشکلات دیوان انوری» است. وی از سادات حسینی فراهان و از شعرای سدهٔ یازدهم هجری است که پس از تحصیل دانشهای متداول در زادگاه خود به سبب تنگدستی و برای کسب کمال به اصفهان رفت و دو سال در نصرآباد مسکن گزید. سپس به شیراز رفته و در سلک ملازمان...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.