پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹

آنان که از فراعنه توصیف می‌کنند

از بهر جلب فایده تعریف می‌کنند

بام بلند همسر نام بلند نیست

از فکر کوته است که تصحیف می‌کنند

تخفیف و مستمری و شهریه و حقوق

گیرند و بالمناصفه تنصیف می‌کنند

در حیرتم ز ملت ایران که از چه روی

معتاد گوش خود، به اراجیف می‌کنند

آزادی است و مجلس و هر روزنامه را

هر روز بی‌محاکمه توقیف می‌کنند

گویند لب ببند چو بینی خطا ز ما

راهی است ناصواب که تکلیف می‌کنند

فرش حصیر و نان و پنیر و مقام فقر

ما را توانگران به چه تخویف می‌کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۱فدای سوز دل مطربی که گفت به ساز
  2. شمارهٔ ۱۳۲یارب ز چیست بر سر فقر و غنا هنوز
  3. شمارهٔ ۱۳۳ - درباره کمک به قحطی‌زدگان روسیهٔ بعد از انقلابنمود همچو ابوالهول رو به ملت روس
  4. شمارهٔ ۱۳۴تا حیات من به دست نان دهقان است و بس
  5. شمارهٔ ۱۳۵گر در طلبِ اهلِ دلی همدمِ ما باش
  6. شمارهٔ ۱۳۶در چمن ای دل چو من غیر از گلِ یک‌رو مباش
  7. شمارهٔ ۱۳۷ای دل اندر عاشقی با طالعِ مسعود باش
  8. شمارهٔ ۱۳۸بس تنگ شد از سختی جان حوصله دل
همه‌ی غزلیات ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.