پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷

حلقه زلفی که غیر تاب ندارد

تا چه کند با دلی که تاب ندارد

کشمکش چین و اضطراب بشر چیست

گیتی اگر حال انقلاب ندارد

مجلس ما را هر آنکه دید به دل گفت

ملت جم، حسن انتخاب ندارد

خانه خدا یا به فکر خانه خود نیست

یا خبر از خانه خراب ندارد

خواجه پی جمع مال و توده بدبخت

هیچ بجز فکر نان و آب ندارد

زور به پشت حساب مشت زد و گفت

حرف حسابی دگر جواب ندارد

فرخی از زندگی خوش است به نانی

گر نرسد آن هم، اضطراب ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹آنان که از فراعنه توصیف می‌کنند
  2. شمارهٔ ۱۳۰شوریده دل به سینه به عنوانِ کارگر
  3. شمارهٔ ۱۳۱فدای سوز دل مطربی که گفت به ساز
  4. شمارهٔ ۱۳۲یارب ز چیست بر سر فقر و غنا هنوز
  5. شمارهٔ ۱۳۳ - درباره کمک به قحطی‌زدگان روسیهٔ بعد از انقلابنمود همچو ابوالهول رو به ملت روس
  6. شمارهٔ ۱۳۴تا حیات من به دست نان دهقان است و بس
  7. شمارهٔ ۱۳۵گر در طلبِ اهلِ دلی همدمِ ما باش
  8. شمارهٔ ۱۳۶در چمن ای دل چو من غیر از گلِ یک‌رو مباش
همه‌ی غزلیات ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.