پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۰۴

من که از غیرت کشیدم دست خود از دامنش

کی توانم دید دست دیگری در گردنش

از گریبان‌گیری خون‌های ناحق کشتگان

لعل شد آخر بلورین تکمهٔ پیراهنش

بی‌خبر رفت آن نگار از دست من همچون حنا

بار دیگر گر به‌دست افتاد خواهم بیتنش

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۰۶ای از تو رنگ و بوی گرفته بهار قرض
  2. شمارهٔ ۲۰۷به عشق مردم و از درد سر شدم فارغ
  3. شمارهٔ ۲۰۸شب که در کلبهٔ من بود چراغ
  4. شمارهٔ ۲۰۹کار خداپسند نکردم هزار حیف
  5. شمارهٔ ۲۱۰فرودم آمدی در دل مبارک
  6. شمارهٔ ۲۱۱ماند دست آرزویم خالی از دنیای خشک
  7. شمارهٔ ۲۱۲تن شد از سنگ جفای او مرا فیروزه‌رنگ
  8. شمارهٔ ۲۱۳عمر بگذشت و ندیدم از تو گاهی روی دل
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.