پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۰۱

رفتی ای ماه به جای که مرپرس

بر سرم رفت جفای که مپرس

یار چون آینه در خانهٔ من

آمد از در به صفای که مپرس

حق وصفش نتوان کرد ادا

دارد آن شوخ ادای که مپرس

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۰۳این‌قدر کینه‌جو مباش مباش
  2. شمارهٔ ۲۰۴من که از غیرت کشیدم دست خود از دامنش
  3. شمارهٔ ۲۰۵گر بگردد روزگار از وضع خویش
  4. شمارهٔ ۲۰۶ای از تو رنگ و بوی گرفته بهار قرض
  5. شمارهٔ ۲۰۷به عشق مردم و از درد سر شدم فارغ
  6. شمارهٔ ۲۰۸شب که در کلبهٔ من بود چراغ
  7. شمارهٔ ۲۰۹کار خداپسند نکردم هزار حیف
  8. شمارهٔ ۲۱۰فرودم آمدی در دل مبارک
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.