پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۲۰۰

تمام چشم شد از شوق دیدن تو دلم

به‌سان موم که سازد کسی ازان نرگس

ز شوق اینکه بمالد به پای او دیده

فتد ز گوشهٔ دستار گلرخان نرگس

به هر کجا که سرشکم چکید از یادت

دمیده است سمن سنبل ارغوان نرگس

اگر نساخته دیوانه اشک چشم تواش

چنین کف از چه برون داده از دهان نرگس

چو ترک چشم تو غارتگر بهار شود

بریز خاک کند سیم و زر نهان نرگس

اگر تو چشم نمایی کنی به خوش چشمان

دگر سفید نگردد به بوستان نرگس

به دور مستی آن چشم شوخ از بس رشک

نهاد دیدهٔ خود بر سر سنان نرگس

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۰۲خنجر به قصد کشتن ما می‌کشی مکش
  2. شمارهٔ ۲۰۳این‌قدر کینه‌جو مباش مباش
  3. شمارهٔ ۲۰۴من که از غیرت کشیدم دست خود از دامنش
  4. شمارهٔ ۲۰۵گر بگردد روزگار از وضع خویش
  5. شمارهٔ ۲۰۶ای از تو رنگ و بوی گرفته بهار قرض
  6. شمارهٔ ۲۰۷به عشق مردم و از درد سر شدم فارغ
  7. شمارهٔ ۲۰۸شب که در کلبهٔ من بود چراغ
  8. شمارهٔ ۲۰۹کار خداپسند نکردم هزار حیف
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.