پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۹۹

شب رخت بست و صبح دمیدن گرفت باز

دیوانهٔ تو جیب دریدن گرفت باز

یا رب چه نیشتر برگ جان دگر خلید

خون جگر ز دیده چکیدن گرفت باز

در موج آمدست پریشانیم مگر

بر زلف یار باد وزیدن گرفت باز

ردیف السین

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۲۰۱رفتی ای ماه به جای که مرپرس
  2. شمارهٔ ۲۰۲خنجر به قصد کشتن ما می‌کشی مکش
  3. شمارهٔ ۲۰۳این‌قدر کینه‌جو مباش مباش
  4. شمارهٔ ۲۰۴من که از غیرت کشیدم دست خود از دامنش
  5. شمارهٔ ۲۰۵گر بگردد روزگار از وضع خویش
  6. شمارهٔ ۲۰۶ای از تو رنگ و بوی گرفته بهار قرض
  7. شمارهٔ ۲۰۷به عشق مردم و از درد سر شدم فارغ
  8. شمارهٔ ۲۰۸شب که در کلبهٔ من بود چراغ
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.