پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۹۷

خط از اطراف روی یار شد سبز

عجب سنبل درین گلزار شد سبز

چنان در پای دیوارش گریستم

کزان خار سر دیوار شد سبز

ز زهر چشم او حرفی نوشتم

قلم در دست نرگس‌وار شد سبز

چه پرسی حاصل کشت امیدم

که بعد از گریهٔ بسیار شد سبز

ازین گلسن که آبش دادم از چشم

بگفتم گل بروید خار شد سبز

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۹۹شب رخت بست و صبح دمیدن گرفت باز
  2. شمارهٔ ۲۰۰تمام چشم شد از شوق دیدن تو دلم
  3. شمارهٔ ۲۰۱رفتی ای ماه به جای که مرپرس
  4. شمارهٔ ۲۰۲خنجر به قصد کشتن ما می‌کشی مکش
  5. شمارهٔ ۲۰۳این‌قدر کینه‌جو مباش مباش
  6. شمارهٔ ۲۰۴من که از غیرت کشیدم دست خود از دامنش
  7. شمارهٔ ۲۰۵گر بگردد روزگار از وضع خویش
  8. شمارهٔ ۲۰۶ای از تو رنگ و بوی گرفته بهار قرض
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.