پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۹۶

ای سرت گرم به وصل دلنواز

داد من بستان ز هجر جانگداز

بد کسوفی داری از خط در کمین

بر رخ خود آفتاد خود مساز

دید تا گیرایی مژگان تو

مانده شاهین را ز حیرت دیده باز

بارک‌الله بر سرم سنگی زدی

ساختی دیوانه‌ای را سرفراز

بلبل افتد در غلط از دیدنش

روی او از گل ندارد امتیاز

یاد زلفش گر نبودی مونسم

من چه می‌کردم به شب‌های دراز

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۹۸حسن او برگشت و دارد عشق رسوایم هنوز
  2. شمارهٔ ۱۹۹شب رخت بست و صبح دمیدن گرفت باز
  3. شمارهٔ ۲۰۰تمام چشم شد از شوق دیدن تو دلم
  4. شمارهٔ ۲۰۱رفتی ای ماه به جای که مرپرس
  5. شمارهٔ ۲۰۲خنجر به قصد کشتن ما می‌کشی مکش
  6. شمارهٔ ۲۰۳این‌قدر کینه‌جو مباش مباش
  7. شمارهٔ ۲۰۴من که از غیرت کشیدم دست خود از دامنش
  8. شمارهٔ ۲۰۵گر بگردد روزگار از وضع خویش
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.