پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۹۲۱

رسد هر دم مرا بر دل شکستی

ندارد دهر چون من زیردستی

مرو در دستهٔ ابروکمانان

مبادا بر جهد تیری ز شستی

غبار هرزه‌گرد من چه می‌شد

اگر بر طرف دامانی نشستی

ببین آن چشم را در زیر برقع

ندیدستی اگر مستور مستی

ز پا افتادم و کس دست نگرفت

مگر پیدا شود از غیب دستی

ز سیل گریه‌ام گردید هموار

به راهش گر بلندی بود و پستی

به دست خویش دل بر باد دادم

نخواهد بود چون من باد دستی

در اقلیم ول واقف نسق نیست

مگر زلفش نماید بند و بستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲۳زین می ناز که در سر داری
  2. شمارهٔ ۹۲۴دگر ای باد صبا روح‌فزا می‌آیی
  3. شمارهٔ ۹۲۵جفایش کند بر وفا پیش‌دستی
  4. شمارهٔ ۹۲۶چند ای دل بی‌درد پیش یار من باشی
  5. شمارهٔ ۹۲۷دلا تا کی چنین افسرده باشی
  6. شمارهٔ ۹۲۸بسیار پریشانم از گوشه تنهایی
  7. شمارهٔ ۹۲۹لبش آب بقاست پنداری
  8. شمارهٔ ۹۳۰جدا کردی ز یارم ای فلک زیر و زبر گردی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.