پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۹۲۶

چند ای دل بی‌درد پیش یار من باشی

عیب نیست اگر یک شب غمگسار من باشی

بخت بد تو را با من می‌کند به جان دشمن

هر قدر که می‌خواهم دوستدار من باشی

من خود از درش رفتم می‌گذارمت ای دل

جای من نگهداری یادگار من باشی

موج‌های غم تا کی در میانه‌‌ام گیرند

دارم آرزو یک شب در کنار من باشی

هر جفا که می‌خواهی صرف کن به من امروز

لیک ترسمت فردا شرمسار من باشی

کلبه‌ام کجا دارد طالع قدومت را

مفت من اگر مهمان در جوار من باشی

از ادب نیارم کرد جذب عشق در کارت

ورنه با همه تمکین بی‌قرار من باشی

من کجا روم واقف یار اگر مرا گوید

ای فلان نمی‌خواهم در دیار من باشی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲۸بسیار پریشانم از گوشه تنهایی
  2. شمارهٔ ۹۲۹لبش آب بقاست پنداری
  3. شمارهٔ ۹۳۰جدا کردی ز یارم ای فلک زیر و زبر گردی
  4. شمارهٔ ۹۳۱زلف خوبان بلاست پنداری
  5. شمارهٔ ۹۳۲هرکس که خورده چون شمع سر چنگ زندگانی
  6. شمارهٔ ۹۳۳یار ز من گر خبر داشتی
  7. شمارهٔ ۹۳۴به صحرا رفتی و می‌گفت در هر گوشه نخجیری
  8. شمارهٔ ۹۳۵بت من به حق خدای که داری
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.