پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۴

هر جا که وصف آن بت کافر نوشته‌ایم

بی‌باک و مست و شوخ و ستمگر نوشته‌ایم

القاب دل که خانهٔ ناموس و ننگ سوخت

رسوا خراب و خودسر و ابتر نوشته‌ایم

سر کرده‌ایم تذکرهٔ بی‌گنه کشان

از جمله نام تیغ تو بر سر نوشته‌ایم

هم پیش قاصد از غم دل هم به سوی یار

بسیار گفته‌ایم و مکرر نوشته‌ایم

کاغذ حریف آتش سوزان نمی‌شود

احوال خود به بال سمندر نوشته‌ایم

مردیم و بی‌تو خانهٔ ما گور ما شداست

تاریخ مرگ و مرثیه بر در نوشته‌ایم

واقف در آرزوی قدم بوس دلبران

خود را به خاک راه برابر نوشته‌ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۶من کجا گوهر یکدانه به دامن دارم
  2. شمارهٔ ۶۹۷زندگی بی‌یار جانی چون کنم
  3. شمارهٔ ۶۹۸گریبان گر به قدر حسرت دل چاک می‌کردم
  4. شمارهٔ ۶۹۹هیچ‌گه یاد آن پسر نکنم
  5. شمارهٔ ۷۰۰ز کویش دوش رخت از غیرت اغیار می‌بستم
  6. شمارهٔ ۷۰۱ز دست عزیزان وطن می‌گذارم
  7. شمارهٔ ۷۰۲از دوری تو گشته سیه روزگار چشم
  8. شمارهٔ ۷۰۳تو را با من سر جور و جفا بود است دانستم
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.