پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۲

گل به جیب تو بار یافته است

خوار بود اعتبار یافته است

سرمه را چشم‌روشنی گویند

نظر از چشم یار یافته است

دل گذشت از هزاران دجلهٔ خون

تا تو را در کنار یافته است

دل چو سیماب چشم تا وا کرد

خویش را بی‌قرار یافته است

مدعی با همه گران‌جانی

چون به بزم تو بار یافته است

گرد از من برآورد دادت

که مرا خاکسار یافته است

واقف از نقد داغ سیمبران

دولت بی‌شمار یافته است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۴عیبم نکنی ز مستی عشق
  2. شمارهٔ ۱۴۵هیچ راهی همچو راهِ کوی جانان دور نیست
  3. شمارهٔ ۱۴۶ندیدم کس خریدار محبّت
  4. شمارهٔ ۱۴۷بر خلق ره فتنه به دوران تو بسته‌ست
  5. شمارهٔ ۱۴۸تیر غمت کارگر افتاده است
  6. شمارهٔ ۱۴۹گلگونِ اشک گرم‌عنانی مرا بس است (گلگونه؟؟)
  7. شمارهٔ ۱۵۰کشم جور و جفایش طاقتی هست
  8. شمارهٔ ۱۵۱در چمن رفتی و گل چون شعله لرزیدن گرفت
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.