پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۲

روم به جای دگر ، دل دهم به یار دگر

هوای یار دگر دارم و دیار دگر

به دیگری دهم این دل که خوار کردهٔ تست

چرا که عاشق تو دارد اعتبار دگر

میان ما و تو ناز و نیاز بر طرف است

به خود تو نیز بده بعد از این قرار دگر

خبر دهید به صیاد ما که ما رفتیم

به فکر صید دگر باشد و شکار دگر

خموش وحشی از انکار عشق او کاین حرف

حکایتیست که گفتی هزار بار دگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۴آخر ای مغرور گاهی زیر پای خود نگر
  2. شمارهٔ ۲۲۵گو حرمت خود، ناصح فرزانه نگه دار
  3. شمارهٔ ۲۲۶جستم از دام ، به دام آر گرفتار دگر
  4. شمارهٔ ۲۲۷عزلت ما شده سر تاسر دنیا مشهور
  5. شمارهٔ ۲۲۸شده‌ام سگ غزالی که نگشته رام هرگز
  6. شمارهٔ ۲۲۹مست آن ترک به کاشانه من بود امروز
  7. شمارهٔ ۲۳۰دوش پر عربده‌ای بود و نه آنست امروز
  8. شمارهٔ ۲۳۱ای دل بی جرم زندانی، تو در بندی هنوز
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.