پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۶

هیچکس چشم به سوی من بیمار نکرد

که به جان‌دادن من گریهٔ بسیار نکرد

که مرا در نظرآورد که از غایت ناز

چین بر ابرو نزد و روی به دیوار نکرد

هیچ سنگین دل بی‌رحم به غیر از تو نبود

که سرود غم من در دل او کار نکرد

روح آن کشتهٔ غم شاد که تا بود دمی

یار غم بود و شکایت ز غم یار نکرد

روز مردن ز تو وحشی گله‌ها داشت ولی

رفت از کار زبان وی و اظهار نکرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۸هرکه یار ماست میل کشتن ما می‌کند
  2. شمارهٔ ۱۸۹ما را به سوی خود خم موی تو می‌کشد
  3. شمارهٔ ۱۹۰دوش اندک شکوه‌ای از یار می‌بایست کرد
  4. شمارهٔ ۱۹۱سرخی‌ای کان ز نی تیر تو پیدا باشد
  5. شمارهٔ ۱۹۲می‌کشم زان تند خو گر صد تغافل می‌کند
  6. شمارهٔ ۱۹۳هرگز به غرض عشق من آلوده نگردد
  7. شمارهٔ ۱۹۴آنکه هرگز یاد مشتاقان به مکتوبی نکرد
  8. شمارهٔ ۱۹۵دلی کز عشق گردد گرم، افسردن نمی‌داند
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.