پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۳

شکل مستانه و انکار شرابش نگرید

تا ندانند که مست است ، شتابش نگرید

آنکه گوید نزدم جام و زد آتش به دلم

چهره افروختن و میل کبابش نگرید

سد گل تازه شکفته‌ست ز گلزار رخش

گل گل افتاده برو از می نابش نگرید

تا نپرسیم از آن مست که کی می‌زده‌ای

چین بر ابرو زدن و ناز و عتابش نگرید

آنکه می‌گفت به وحشی که منم زاهد شهر

گو بیایید به میخانه ، خرابش نگرید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۵گر ریخت پر عقابی ، فر هما بماند
  2. شمارهٔ ۱۶۶المنةلله که شب هجر سر آمد
  3. شمارهٔ ۱۶۷یار دور افتاده مان حل مراد ما نکرد
  4. شمارهٔ ۱۶۸آنکس که دامن از پی کین تو بر زند
  5. شمارهٔ ۱۶۹بازم غم بیهوده به همخانگی آمد
  6. شمارهٔ ۱۷۰ملک دل را سپه ناز به یغما آمد
  7. شمارهٔ ۱۷۱اغیار را آسان کشد عاشق چو ترک جان کند
  8. شمارهٔ ۱۷۲خوش آن روزی که زنجیر جنون بر پای من باشد
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.