پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۹

هر چند ناز کردی ، نیازم زیاده شد

دردم فزود و سوز و گدازم زیاده شد

هر چند بیش کشت به ناز و کرشمه‌ام

رغبت به آن کرشمه و نازم زیاده شد

باز آمدی و شعلهٔ شوقم به جان زدی

کم گشته بود سوز تو بازم زیاده شد

درد تو کم نشد ز سفر بلکه سد الم

از رنج راه دور و درازم زیاده شد

وحشی به فکر چشم غزالی به هر غزل

انگیز طبع سحر طرازم زیاده شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۱مهرم ز حرمان شد فزون شوقی ز حسرت کم نشد
  2. شمارهٔ ۱۳۲ملول از زهد خویشم ساکن میخانه خواهم شد
  3. شمارهٔ ۱۳۳اینست کزو رخنه به کاشانهٔ من شد
  4. شمارهٔ ۱۳۴خوش آن کو غنچه سان با گلعذاری همنشین باشد
  5. شمارهٔ ۱۳۵گل چیست اگر دل ز غم آزاد نباشد
  6. شمارهٔ ۱۳۶به راز عشق زبان در میان نمی‌باشد
  7. شمارهٔ ۱۳۷دوشم از آغاز شب جا ، بر در جانانه بود
  8. شمارهٔ ۱۳۸امروز ناز را به نیازم نظر نبود
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.