پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴

خوش آن نیاز که رفع حیا تواند کرد

نگاه را به نگاه آشنا تواند کرد

خوش آن نگاه که در آشنایی اول

شروع در سخن مدعا تواند کرد

خوش آن غرور که وام دو سد جواب سلام

به یک کرشمهٔ ابرو ادا تواند کرد

خوش آن ادا که هزاران هزار وعده ناز

به نیم جنبش مژگان روا تواند کرد

خوش آن فریب که در عین تیغ راندنها

علاج دعوی سد خونبها تواند کرد

خوش است طرز اداهای خاص با وحشی

خوش آن که پیروی طرز ما تواند کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶چه گویمت که چه با جانم اشتیاق نکرد
  2. شمارهٔ ۱۲۷دگر آن شبست امشب که ز پی سحر ندارد
  3. شمارهٔ ۱۲۸تاب رخ او مهر جهانتاب ندارد
  4. شمارهٔ ۱۲۹هر چند ناز کردی ، نیازم زیاده شد
  5. شمارهٔ ۱۳۰هلاکم ساز گر بر خاطرت باری ز من باشد
  6. شمارهٔ ۱۳۱مهرم ز حرمان شد فزون شوقی ز حسرت کم نشد
  7. شمارهٔ ۱۳۲ملول از زهد خویشم ساکن میخانه خواهم شد
  8. شمارهٔ ۱۳۳اینست کزو رخنه به کاشانهٔ من شد
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.