پرش به محتوای اصلی
وحشی بافقی وحشی بافقی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶

چه گویمت که چه با جانم اشتیاق نکرد

چه کارها که به فرمودهٔ فراق نکرد

زمانه وصل ترا سد سبب مهیا ساخت

ولی چه سود که اقبالم اتفاق نکرد

هزار نقش وفاقم نمود ظاهر بخت

ولیک باطن خود ساده از نفاق نکرد

کلید دار عنایت وسیله‌ها انگیخت

ولیک بخت بدم با تو هم وثاق نکرد

چه ذوق از اینهمه تنگ شکر، که بخت گشود

چو دفع تلخی هجر تو از مذاق نکرد

شد از فراق به یک ذره صبر راضی و نیست

کسی که طاقت او را غم تو طاق نکرد

مذاق وحشی و این درد و غم که ساقی وقت

نصیب ساغر ما بادهٔ رواق نکرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸تاب رخ او مهر جهانتاب ندارد
  2. شمارهٔ ۱۲۹هر چند ناز کردی ، نیازم زیاده شد
  3. شمارهٔ ۱۳۰هلاکم ساز گر بر خاطرت باری ز من باشد
  4. شمارهٔ ۱۳۱مهرم ز حرمان شد فزون شوقی ز حسرت کم نشد
  5. شمارهٔ ۱۳۲ملول از زهد خویشم ساکن میخانه خواهم شد
  6. شمارهٔ ۱۳۳اینست کزو رخنه به کاشانهٔ من شد
  7. شمارهٔ ۱۳۴خوش آن کو غنچه سان با گلعذاری همنشین باشد
  8. شمارهٔ ۱۳۵گل چیست اگر دل ز غم آزاد نباشد
همه‌ی غزلیات ←

وحشی بافقی درباره‌ی وحشی بافقی

كمال‌الدین‌ بافقی‌ متخلص‌ به‌ وحشی‌ از شعرای‌ زبردست قرن دهم است‌. وی‌ در اواسط نیمهٔ اول قرن دهم در بافق‌ به دنیا آمد و تحصیلات‌ مقدماتی‌ خود را در زادگاهش‌ طی کرد. او در مدت عمر مانند خواجهٔ شیراز از مسافرت‌های دور و دراز احتراز می‌جست و جز به کاشان و عراق سفر نکرد. وحشی‌ بافقی‌ در حدود سال‌ ۹۹۹ هجری‌ قمری ‌درگذشت. م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.