پرش به محتوای اصلی
وحیدالزمان قزوینی وحیدالزمان قزوینی

شهرآشوب کوچک

بخش ۹ - صفت گازُر

این گازُر شوخ پاک دامن

ای آب ز دیدنت دل من

ای سرو تو ز آب دیده رُسته

ای روی تو همچو لفظِ شُسته

چون لعلِ زرشک آب حیوان

آتش در دل نموده پنهان

ماهی که شد از غمت سمندر

آتش دارد چو شمع در سر

چون شمع فسرده می کند دود

آب تو بود ازان گل آلود

از کینه ی من دلت چو پاکست

بهر چه رخ تو تابناکست

در پیش تو شیشه ی دلِ تنگ

تا باز چه ها زد است بر سنگ

ادامه‌ی شهرآشوب کوچک

  1. بخش ۱۱ - صفت قصابقصابان راست روی رخشان
  2. بخش ۱۲ - صفت سوزنگرآن سوزنگر که دیده ام من
  3. بخش ۱۳ - صفت شانه تراشیاز شانه تراش بیقرارم
  4. بخش ۱۴ - صفت کبابیدایم ز نظاره ی کبابی
  5. بخش ۱۵ - صفت خبّازخباز کزو بود فغانم
  6. بخش ۱۶ - صفت کلّه پزگر حرف ز کلّه پز کنم سر
  7. بخش ۱۷ - صفت دلاکدلاک که صاحب سر ماست
  8. بخش ۱۸ - صفت شمّاعیبینی چو جمال شمع ریزان
همه‌ی شهرآشوب کوچک ←

وحیدالزمان قزوینی درباره‌ی وحیدالزمان قزوینی

عمادالدین میرزا محمدطاهر بن میرزا محمدحسین قزوینی، متخلص به وحید، از شاعران،مورخان و سیاستمداران دوران صفوی است. وی پس از طی مراحل ترقی در سال ۱۰۵۵ هجری قمری مورخ رسمی دربار شاه عباس دوم و مأمور نوشتن تاریخ سلطنت این پادشاه شد. او همچنین بعد از وزارت شیخ علیخان زنگنه یک چند با لقب اعتمادالدوله وزیر اعظم شاه سلیمان گشت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.