پرش به محتوای اصلی
وحیدالزمان قزوینی وحیدالزمان قزوینی

شهرآشوب کوچک

بخش ۱۶ - صفت کلّه پز

گر حرف ز کلّه پز کنم سر

گردد به دهانم آب کوثر

با چهره ی چون چراغ رنگین

باشد چو فتیله جامه چرکین

تابان چو چراغ شام دیجور

با جامه ی چرب و روی پر نور

چون پای نهد کسی بدان کو

سرها فرُش است در ره او

چون کلّه که میکشد بر سیخ

سر بر خط اوست کودک و شیخ

از حیرت عارض نکویش

از خاک نشستگان کویش

چون پاچه به دیگ، پیر و برنا

نشناخته اند، دست از پا

ادامه‌ی شهرآشوب کوچک

  1. بخش ۱۸ - صفت شمّاعیبینی چو جمال شمع ریزان
  2. بخش ۱۹ - صفت صحّافصحاف که دل ز جورش آبست
  3. بخش ۲۰ - صفت حدّادحداد خبر ندارد از درد
  4. بخش ۲۱ - صفت نجّارنجار پسر زند همیشه
  5. بخش ۲۲ - صفت تخمه فروشاز تخمه فروش و آن لب شور
  6. بخش ۲۳ - صفت رنگرزاز رنگرزان کشم بناچار
  7. بخش ۲۴ - صفت رفوگرشد چاک دل من از رفوگر
  8. بخش ۲۵ - صفت حلّاجحلّاجانند چشم بد دُور
همه‌ی شهرآشوب کوچک ←

وحیدالزمان قزوینی درباره‌ی وحیدالزمان قزوینی

عمادالدین میرزا محمدطاهر بن میرزا محمدحسین قزوینی، متخلص به وحید، از شاعران،مورخان و سیاستمداران دوران صفوی است. وی پس از طی مراحل ترقی در سال ۱۰۵۵ هجری قمری مورخ رسمی دربار شاه عباس دوم و مأمور نوشتن تاریخ سلطنت این پادشاه شد. او همچنین بعد از وزارت شیخ علیخان زنگنه یک چند با لقب اعتمادالدوله وزیر اعظم شاه سلیمان گشت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.