پرش به محتوای اصلی
وحیدالزمان قزوینی وحیدالزمان قزوینی

شهرآشوب کوچک

بخش ۱۵ - صفت خبّاز

خباز کزو بود فغانم

زان حسن برشته سوخت جانم

عکس مژه اش به سنگ و سندان

جا کرده چو جای پنجه در نان

هر چشمه ی کار اوست بیشک

صد چشمه برنگ نان سنگک

کز دور نگاه صبر شورش

افروخته همچو دل تنورش

عشّاق به کوی آن پریوش

چون تخمه ی روی نان آتش

چون واکند آن بهار، دکان

سوزد به تنور لاله را نان

زان لطف و صفا که با گل اوست

پیداست هر آنچه در دل اوست

تمثال منش که در ضمیر است

باشد مویی که در خمیر است

چون شان عسل ز شهد آن رو

خود نان خورش است گُرده ی او

ادامه‌ی شهرآشوب کوچک

  1. بخش ۱۷ - صفت دلاکدلاک که صاحب سر ماست
  2. بخش ۱۸ - صفت شمّاعیبینی چو جمال شمع ریزان
  3. بخش ۱۹ - صفت صحّافصحاف که دل ز جورش آبست
  4. بخش ۲۰ - صفت حدّادحداد خبر ندارد از درد
  5. بخش ۲۱ - صفت نجّارنجار پسر زند همیشه
  6. بخش ۲۲ - صفت تخمه فروشاز تخمه فروش و آن لب شور
  7. بخش ۲۳ - صفت رنگرزاز رنگرزان کشم بناچار
  8. بخش ۲۴ - صفت رفوگرشد چاک دل من از رفوگر
همه‌ی شهرآشوب کوچک ←

وحیدالزمان قزوینی درباره‌ی وحیدالزمان قزوینی

عمادالدین میرزا محمدطاهر بن میرزا محمدحسین قزوینی، متخلص به وحید، از شاعران،مورخان و سیاستمداران دوران صفوی است. وی پس از طی مراحل ترقی در سال ۱۰۵۵ هجری قمری مورخ رسمی دربار شاه عباس دوم و مأمور نوشتن تاریخ سلطنت این پادشاه شد. او همچنین بعد از وزارت شیخ علیخان زنگنه یک چند با لقب اعتمادالدوله وزیر اعظم شاه سلیمان گشت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.