پرش به محتوای اصلی
وحیدالزمان قزوینی وحیدالزمان قزوینی

شهرآشوب کوچک

بخش ۲۰ - صفت حدّاد

حداد خبر ندارد از درد

بیهوده چه کوبم آهن سرد

آتش خواهم زدن به عالم

در کوره ی عشقِ یار چون دم

ثابت قدمم بکوی جانان

گر پتک بسر خورم چو سندان

صد شکر که تا اسیر اویم

چون آهن تفته سرخ رویم

باشد دل سخت آن پریوش

چون آهن تفته ی در آتش

باشد، در چشم گریه ی من

آبی که در او نهند آهن

گرم است سرشک چشم بیخواب

از آهن اوست جوش این آب

ادامه‌ی شهرآشوب کوچک

  1. بخش ۲۲ - صفت تخمه فروشاز تخمه فروش و آن لب شور
  2. بخش ۲۳ - صفت رنگرزاز رنگرزان کشم بناچار
  3. بخش ۲۴ - صفت رفوگرشد چاک دل من از رفوگر
  4. بخش ۲۵ - صفت حلّاجحلّاجانند چشم بد دُور
  5. بخش ۲۶ - صفت منجّمای واقف گردش ستاره
  6. بخش ۲۷ - صفت شعربافانبا تار نظاره، رشته ی جان
  7. بخش ۲۸ - صفت سرّاجسرّاج کزو بود خروشم
  8. بخش ۲۹ - صفت کمانگربر پیر خمیده قد مهجور
همه‌ی شهرآشوب کوچک ←

وحیدالزمان قزوینی درباره‌ی وحیدالزمان قزوینی

عمادالدین میرزا محمدطاهر بن میرزا محمدحسین قزوینی، متخلص به وحید، از شاعران،مورخان و سیاستمداران دوران صفوی است. وی پس از طی مراحل ترقی در سال ۱۰۵۵ هجری قمری مورخ رسمی دربار شاه عباس دوم و مأمور نوشتن تاریخ سلطنت این پادشاه شد. او همچنین بعد از وزارت شیخ علیخان زنگنه یک چند با لقب اعتمادالدوله وزیر اعظم شاه سلیمان گشت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.