پرش به محتوای اصلی
وحیدالزمان قزوینی وحیدالزمان قزوینی

شهرآشوب کوچک

بخش ۸ - صفت بقّال

فریاد ز حسنِ شوخ بقال

وان خط ّ سیاه و چهره ی آل

دل ز آتش آن جمال پر نور

پر آبله شد چو تفت انگور

از داغ نو و کهن دل ریش

پُر گشت چو دخل آن جفا کیش

سنگ من و او چو اهل فرهنگ

شد حلقه به گوش آن دل سنگ

خون جگرم به این فسانه

خورد آن خط سبز هِندُوانه

ارزان باشد به نقد صد جان

بوییدن سیب آن زنخدان

خط سبزش ز نُور سُوره است

در دیده چو توتیای غوره است

ادامه‌ی شهرآشوب کوچک

  1. بخش ۱۰ - صفت جوهریگوهر دارد چو دیده دُر بار
  2. بخش ۱۱ - صفت قصابقصابان راست روی رخشان
  3. بخش ۱۲ - صفت سوزنگرآن سوزنگر که دیده ام من
  4. بخش ۱۳ - صفت شانه تراشیاز شانه تراش بیقرارم
  5. بخش ۱۴ - صفت کبابیدایم ز نظاره ی کبابی
  6. بخش ۱۵ - صفت خبّازخباز کزو بود فغانم
  7. بخش ۱۶ - صفت کلّه پزگر حرف ز کلّه پز کنم سر
  8. بخش ۱۷ - صفت دلاکدلاک که صاحب سر ماست
همه‌ی شهرآشوب کوچک ←

وحیدالزمان قزوینی درباره‌ی وحیدالزمان قزوینی

عمادالدین میرزا محمدطاهر بن میرزا محمدحسین قزوینی، متخلص به وحید، از شاعران،مورخان و سیاستمداران دوران صفوی است. وی پس از طی مراحل ترقی در سال ۱۰۵۵ هجری قمری مورخ رسمی دربار شاه عباس دوم و مأمور نوشتن تاریخ سلطنت این پادشاه شد. او همچنین بعد از وزارت شیخ علیخان زنگنه یک چند با لقب اعتمادالدوله وزیر اعظم شاه سلیمان گشت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.