فهرست اشعار
- شمارهٔ ۲۴۱ غم بدل های مشوش چه تواند کردن؟
- شمارهٔ ۲۴۲ از تو ای حادثه ارباب فنا را چه زیان؟
- شمارهٔ ۲۴۳ ای تاجر قلمرو هستی، نبسته بار
- شمارهٔ ۲۴۴ ز لطف حق شمر با خویشتن احساس مردم را
- شمارهٔ ۲۴۵ قامت از پیری چو خم شد، دل ازین ویران بکن
- شمارهٔ ۲۴۶ ای آنکه محو خویش در آیینه گشتهای
- شمارهٔ ۲۴۷ نگردد مرد کامل تا نیاید از وطن بیرون
- شمارهٔ ۲۴۸ چو افروزد رخش، سوزد دل و دین
- شمارهٔ ۲۴۹ تا نگردد کشته تیغش پس از من دیگری
- شمارهٔ ۲۵۰ دلم مجنون و، لیلی آن نگاه عشوه ساز او
- شمارهٔ ۲۵۱ برد از من تاب، تاب سنبل گیسوی او
- شمارهٔ ۲۵۲ بر نمیدارد شکن، دست از سر گیسوی او
- شمارهٔ ۲۵۳ صفحه هر برگ این گلشن بود رویی به تو
- شمارهٔ ۲۵۴ منعم بیا جهان را قسمت کنیم باهم
- شمارهٔ ۲۵۵ بلبل از گل چند؟ ز آن رخسار زیبا هم بگو!
- شمارهٔ ۲۵۶ تو ز من یک جان گرفتی، من ز تو چندین نگاه
- شمارهٔ ۲۵۷ چون نگردد حال بر مفلس ز شرم قرض خواه؟
- شمارهٔ ۲۵۸ ای از خودی و هستی، بر خویش دل نهاده
- شمارهٔ ۲۵۹ ته ته پری رخانند، جا کرده در ته خاک
- شمارهٔ ۲۶۰ از اینکه دربهدری، پیش دوست جای نداری!
- شمارهٔ ۲۶۱ کیست عارف؟ آنکه نشناسد به جز حق دیگری
- شمارهٔ ۲۶۲ برای یک لب نان دربدر چه میگردی؟
- شمارهٔ ۲۶۳ چو خشتی کز بنا افتد، زهر افتادن دندان
- شمارهٔ ۲۶۴ ز بس کاهید جسم زار من از درد پنهانی
- شمارهٔ ۲۶۵ در دیده غبارم ز چه ره یافته، دانی؟
- شمارهٔ ۲۶۶ دیدن بدستیاری عینک، ندیدنست
- شمارهٔ ۲۶۷ هجوم خط مشکین نیست بر سیب زنخدانش
- شمارهٔ ۲۶۸ به دوست روی دو عالم تو آشنای کهای
متن اشعار به نقل از گنجور.