پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی

واعظ قزوینی

ابیات پراکنده

۲۶۸ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ غم بدل های مشوش چه تواند کردن؟
  2. شمارهٔ ۲۴۲ از تو ای حادثه ارباب فنا را چه زیان؟
  3. شمارهٔ ۲۴۳ ای تاجر قلمرو هستی، نبسته بار
  4. شمارهٔ ۲۴۴ ز لطف حق شمر با خویشتن احساس مردم را
  5. شمارهٔ ۲۴۵ قامت از پیری چو خم شد، دل ازین ویران بکن
  6. شمارهٔ ۲۴۶ ای آنکه محو خویش در آیینه گشته‌ای
  7. شمارهٔ ۲۴۷ نگردد مرد کامل تا نیاید از وطن بیرون
  8. شمارهٔ ۲۴۸ چو افروزد رخش، سوزد دل و دین
  9. شمارهٔ ۲۴۹ تا نگردد کشته تیغش پس از من دیگری
  10. شمارهٔ ۲۵۰ دلم مجنون و، لیلی آن نگاه عشوه ساز او
  11. شمارهٔ ۲۵۱ برد از من تاب، تاب سنبل گیسوی او
  12. شمارهٔ ۲۵۲ بر نمیدارد شکن، دست از سر گیسوی او
  13. شمارهٔ ۲۵۳ صفحه هر برگ این گلشن بود رویی به تو
  14. شمارهٔ ۲۵۴ منعم بیا جهان را قسمت کنیم باهم
  15. شمارهٔ ۲۵۵ بلبل از گل چند؟ ز آن رخسار زیبا هم بگو!
  16. شمارهٔ ۲۵۶ تو ز من یک جان گرفتی، من ز تو چندین نگاه
  17. شمارهٔ ۲۵۷ چون نگردد حال بر مفلس ز شرم قرض خواه؟
  18. شمارهٔ ۲۵۸ ای از خودی و هستی، بر خویش دل نهاده
  19. شمارهٔ ۲۵۹ ته ته پری رخانند، جا کرده در ته خاک
  20. شمارهٔ ۲۶۰ از اینکه دربه‌دری، پیش دوست جای نداری!
  21. شمارهٔ ۲۶۱ کیست عارف؟ آنکه نشناسد به جز حق دیگری
  22. شمارهٔ ۲۶۲ برای یک لب نان دربدر چه میگردی؟
  23. شمارهٔ ۲۶۳ چو خشتی کز بنا افتد، زهر افتادن دندان
  24. شمارهٔ ۲۶۴ ز بس کاهید جسم زار من از درد پنهانی
  25. شمارهٔ ۲۶۵ در دیده غبارم ز چه ره یافته، دانی؟
  26. شمارهٔ ۲۶۶ دیدن بدستیاری عینک، ندیدنست
  27. شمارهٔ ۲۶۷ هجوم خط مشکین نیست بر سیب زنخدانش
  28. شمارهٔ ۲۶۸ به دوست روی دو عالم تو آشنای که‌ای

متن اشعار به نقل از گنجور.