پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۵ - آب بقا

ای همایون پی و فرخ رخ و فرخنده لقا!

ای خطت چون ظلمات و دهنت آب بقا!

سرو اگر دم زند از راست قدی پیش قدت

چون قدت را نگرد می شود از شرم دو تا

این نه خود رای صواب است خطاییست بزرگ

که دهم نسبت زلفین تو با مشک خطا

ترک چشمت به کفش خنجر مژگان از چیست

با من بی سر و پا بر سر جنگ است چرا؟

به دعا خواسته ام تا که مرا یار شوی

از پی وصل تو تجدید کنم باز دعا

نه مرا طاقت این تا که ببوسم دهنت

نه تو را عادت آن تا که کنی بوسه عطا

دوستی کردن «ترکی» به تو کاری عجب است

حاصلی نیست در این کار بجز رنج و عنا

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۷ - خم زلفمکن ز شانه پریشان، کمند گیسو را
  2. شمارهٔ ۸ - قامت رعناای رخت چون صبح عید و گیسویت چون شام یلدا
  3. شمارهٔ ۹ - زمان وصالدیشب به ماه روی تو دیدم حلال را
  4. شمارهٔ ۱۰ - منصب شاهانهقدمی رنجه کن ای دوست! به کاشانه ما
  5. شمارهٔ ۱۱ - آهسته رودر راه عاشقی ست مرا استوار پا
  6. شمارهٔ ۱۲ - اشک بصرمیل دارم که ببوسم رخ همچون قمرت را
  7. شمارهٔ ۱۳ - قرص خورشیدنگار شوخ شنگ سر و بالا
  8. شمارهٔ ۱۴ - ترک عشقبازیزاهد چرا؟ همی شکنی ساغر مرا
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.