پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۷ - خم زلف

مکن ز شانه پریشان، کمند گیسو را

به دست باده مده زلف عنبرین بورا

از آن زمان که به چشم تو چشم بگشودم

از این سپس نکنم یاد، چشم آهو را

به نیم غمزه دلم را دو چشم جادویت

چنان گرفت که چنگال باز، تیهر را

به یک اشاره صف لشکر به هم شکند

اگر اشاره کنی ترک چشم جادو را

خیال تیر زدن گر به ترک چشم تو نیست

برای چیست کشیده کمان ابرو را

به چشم مست تو از ابلهیست پنجه زدن

که راست طاقت این ترک سخت بازو را

تو گر ز عارض چون مه نقاب برداری

خجل ز خویش کنی صدهزار مه رو را

قدت چو سرو، دو پستان چو میوهٔ لیمو

کسی به سرو ندیده است بار لیمو را

اگر به سیر چمن بی تو من روم چکنم

کنار سبزه فضای چمن، لب جو را

سرم چو گوی و خم زلف توست چون چوگان

خوش آن دمی که به چوگان زنی تو این گو را

به قتل «ترکی» مسکین چنین شتاب مکن

که هیچ کس نکشد طوطی سخن گو را

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۹ - زمان وصالدیشب به ماه روی تو دیدم حلال را
  2. شمارهٔ ۱۰ - منصب شاهانهقدمی رنجه کن ای دوست! به کاشانه ما
  3. شمارهٔ ۱۱ - آهسته رودر راه عاشقی ست مرا استوار پا
  4. شمارهٔ ۱۲ - اشک بصرمیل دارم که ببوسم رخ همچون قمرت را
  5. شمارهٔ ۱۳ - قرص خورشیدنگار شوخ شنگ سر و بالا
  6. شمارهٔ ۱۴ - ترک عشقبازیزاهد چرا؟ همی شکنی ساغر مرا
  7. شمارهٔ ۱۵ - آهوان صحراچشم تو به یک کرشمه ای یارا!
  8. شمارهٔ ۱۶ - درد عاشقحسن تو شکسته نور مهتاب
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.