پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۶ - زلف پریشان

جانا سر و جان فدیه بر جان تو بادا

جان برخی آن لعل چو مرجان تو بادا

هر کس که به جای تو گزیند دگری را

هر دم به سرش تیغ سرافشان تو بادا

هر دیده که غیر از تو ببیند رخ غیری

آن دیده نشان سر پیکان تو بادا

هر دل که در او نیست ز مهر تو نشانی

سوراخ ز نوک نی سوزان تو بادا

هر سر که بود زآتش سودای تو خالی

سرگشته چو گو، در خم چوگان تو بادا

خواهم ز خدا کاین دل دیوانه «ترکی»

در سلسلهٔ زلف پریشان تو بادا

عمری است که مداح و ثنا خوان شما هست

خواهد که همه عمر ثناخوان تو بادا

تو شیر خداوندی و داماد رسولی

جان های محبان همه قربان تو بادا

جان و تن یاران و محبان تو یکسر

قربان تن و جان عزیزان تو بادا

شاها نبود لایق قربان تو جانم

جان فدیه بر قنبر و سلمان تو بادا

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۸ - قامت رعناای رخت چون صبح عید و گیسویت چون شام یلدا
  2. شمارهٔ ۹ - زمان وصالدیشب به ماه روی تو دیدم حلال را
  3. شمارهٔ ۱۰ - منصب شاهانهقدمی رنجه کن ای دوست! به کاشانه ما
  4. شمارهٔ ۱۱ - آهسته رودر راه عاشقی ست مرا استوار پا
  5. شمارهٔ ۱۲ - اشک بصرمیل دارم که ببوسم رخ همچون قمرت را
  6. شمارهٔ ۱۳ - قرص خورشیدنگار شوخ شنگ سر و بالا
  7. شمارهٔ ۱۴ - ترک عشقبازیزاهد چرا؟ همی شکنی ساغر مرا
  8. شمارهٔ ۱۵ - آهوان صحراچشم تو به یک کرشمه ای یارا!
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.