پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۱۲ - اشک بصر

میل دارم که ببوسم رخ همچون قمرت را

بمکم با لب خود آن لب همچون شکرت را

تا غباری ننشیند به رخ و زلف تو جانا!

آب پاشی کنم از اشک بصر، رهگذرت را

ممکنم نسیت که آیم به سر کوی تو روزی

تا که بر دیده کشم سرمه صفت، خاک درت را

من نظر باز نگیرم ز رخت ای شه خوبان!

به امیدی که ز من باز نگیری نظرت را

تو چنانی که ز کس باز نپرسی خبرم را

من به هر کس که رسم باز بپرسم خبرت را

رخ تو کعبه و خالت حجرالاسود و «ترکی»

دارد امید که یک روز ببوسد حجرت را

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۱۴ - ترک عشقبازیزاهد چرا؟ همی شکنی ساغر مرا
  2. شمارهٔ ۱۵ - آهوان صحراچشم تو به یک کرشمه ای یارا!
  3. شمارهٔ ۱۶ - درد عاشقحسن تو شکسته نور مهتاب
  4. شمارهٔ ۱۷ - کوی حبیبدلشده گانیم ما، بر سر کوی حبیب
  5. شمارهٔ ۱۸ - فرقت دلدارآن پری کز من به یغما برده آرام و شکیب
  6. شمارهٔ ۱۹ - دو زلف پر خمپرده بردار از رخ چون آفتاب
  7. شمارهٔ ۲۰ - وصال دوستنازنینا! رحم کن بر این غریب
  8. شمارهٔ ۲۱ - طالع فیروزعجب شوری است بر سر دارم امشب
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.