پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۱۹ - دو زلف پر خم

پرده بردار از رخ چون آفتاب

حیف باشد آفتاب اندر حجاب

آفتاب از شرم ننماید طلوع

گر ز رخ یک لحظه برداری نقاب

هر که بیند آفتاب روی تو

آفتابش نیم شب آید به خواب

تاب از دلهای مردم می بری

زان دو زلف پرخم و، پرپیچ و تاب

زلف پرچینت کمند رستم است

گردن ما گردن افراسیاب

مانده چشمم خیره در رخسار تو

دیده نتوان بست حربا ز آفتاب

از لب لعلت چسان دل برکنم

صبر نتوان کرد مستسقی بر آب

چشم مستت خنجر از مژگان به کف

دارد و، دارد به قتل ما شتاب

بی گنه، خون کسی را ریختن

گوییا در کیش وی باشد ثواب

گرنه خون عاشقان ریزی چرا؟

روز و شب سر پنجه داری در خضاب

نیست ما را تاب مهجوری ز تو

بی سبب از ما نگارا! رخ متاب

داده «ترکی» را بده ورنه کند

شکوه از دست تو پیش بوتراب

شیر حق صهر نبی فخر بشر

سرور دین، شافع یوم الحساب

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۲۱ - طالع فیروزعجب شوری است بر سر دارم امشب
  2. شمارهٔ ۲۲ - لعل درفشانجانا! شکن میفکن بر طاق ابروانت
  3. شمارهٔ ۲۳ - قبلهٔ ابرودل برده زمن دلبرکا! غمزه و نازت
  4. شمارهٔ ۲۴ - زخم عشقهمچو من، سوخته جانی به همه عالم نیست
  5. شمارهٔ ۲۵ - دیدهٔ دریاییساقی چه می ایی بود که در ساغر من ریخت
  6. شمارهٔ ۲۶ - درای کاروانلب لعلت، مرا آرام جان است
  7. شمارهٔ ۲۷ - حلقهٔ چشمقسم جانا! به جان دوستانت
  8. شمارهٔ ۲۸ - خورشید منیرمستی اگر از شرب نبید است و شراب است
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.