پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۱۸ - فرقت دلدار

آن پری کز من به یغما برده آرام و شکیب

دین و دل برد از کفم زان نرگس جادو فریب

آرزو دارم که باشد حلقهٔ چشمم رکاب

هر زمان کان شهسوار من کند پا در رکیب

ماه من بی‌پرده گر رخسار سازد آشکار

ماه از شرم رخش پنهان کند رخ در حجیب

چشم مستش گرنه خون عاشقان را ریخته

پس برای چیست دارد پنجه دایم در خضیب؟

از عتاب باغبان و از عذاب نیش خار

در بهاران کی نماید ترک گلشن، عندلیب؟

علت بیماری عاشق ز علت‌ها جداست

درد عاشق کی شود به از مداوای طبیب؟

دلبری دارم تعالی الله که از نور رخش

عرش و فرش و لوح و کرسی یافته آئین و زیب

یار من آن است کز کویش چو آید قاصدی

بر مشامم آید از سر تا به پایش بوی سیب

چشم آن دارم که سوی خویشتن خواند مرا

وین عجب نبود که شاهی پرسد از حال غریب

جان و دل از شوق تحت قبه‌اش سازم نثار

گر زیارتگاه او روزی مرا گردد نصیب

«ترکیا» در فرقت دلدار صابر شو که هست

هر نشیبی را فراز و هر فرازی را نشیب

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۲۰ - وصال دوستنازنینا! رحم کن بر این غریب
  2. شمارهٔ ۲۱ - طالع فیروزعجب شوری است بر سر دارم امشب
  3. شمارهٔ ۲۲ - لعل درفشانجانا! شکن میفکن بر طاق ابروانت
  4. شمارهٔ ۲۳ - قبلهٔ ابرودل برده زمن دلبرکا! غمزه و نازت
  5. شمارهٔ ۲۴ - زخم عشقهمچو من، سوخته جانی به همه عالم نیست
  6. شمارهٔ ۲۵ - دیدهٔ دریاییساقی چه می ایی بود که در ساغر من ریخت
  7. شمارهٔ ۲۶ - درای کاروانلب لعلت، مرا آرام جان است
  8. شمارهٔ ۲۷ - حلقهٔ چشمقسم جانا! به جان دوستانت
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.