پرش به محتوای اصلی
ترکی شیرازی ترکی شیرازی

فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

شمارهٔ ۴ - صید صحرا

تو را که گفت که بگشای روی زیبا را

که تاب روی تو بر بود طاقت ما را

دم نسیم صبا مشک بیز خواهد شد

اگر پریش کنی زلف عنبر آسارا

اگر تو شانه به زلف سیاه خویش زنی

سیاه روز کنی عاشقان شیدا را

اگر تو مایل دریا و موج دریایی

بیا به دیده من بین تو موج دریا را

مزن به تیر، که من خود اسیر دام توام

به تیر، کس نزند مرغ رشته در پا را

نکرد در دل سخت تو آه من اثری

که می گداخت به یک شعله، سنگ خارا را

نظر به چشم عنایت مکن به سوی رقیب

که روشنی ندهد سرمه چشم اعما را

دراز دستی زلفت نگر که «ترکی» را

چنان گرفت که صیاد، صید صحرا را

ادامه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها

  1. شمارهٔ ۶ - زلف پریشانجانا سر و جان فدیه بر جان تو بادا
  2. شمارهٔ ۷ - خم زلفمکن ز شانه پریشان، کمند گیسو را
  3. شمارهٔ ۸ - قامت رعناای رخت چون صبح عید و گیسویت چون شام یلدا
  4. شمارهٔ ۹ - زمان وصالدیشب به ماه روی تو دیدم حلال را
  5. شمارهٔ ۱۰ - منصب شاهانهقدمی رنجه کن ای دوست! به کاشانه ما
  6. شمارهٔ ۱۱ - آهسته رودر راه عاشقی ست مرا استوار پا
  7. شمارهٔ ۱۲ - اشک بصرمیل دارم که ببوسم رخ همچون قمرت را
  8. شمارهٔ ۱۳ - قرص خورشیدنگار شوخ شنگ سر و بالا
همه‌ی فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها ←

ترکی شیرازی درباره‌ی ترکی شیرازی

آقا محمدحسین آغولی (تاریخ و محل ولادت نامعلوم، درگذشتهٔ ۱۳۳۰ قمری)، متخلص به «ترکی» و معروف به ترکی شیرازی، نقاش و شاعر قرن چهاردهم هجری است. شغل او نقاشی بوده و از شیراز به هند سفر کرد و در بمبئی اقامت گزید. دیوان وی به اهتمام محسن حافظی کاشانی چاپ شده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.