پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

ده نامه

بخش ۱۳ - نامه چهارم

کرد جوان صبر و تحمل بسی

هیچ نگفت این سخنان با کسی

صبر بسی کرد و تحمل نمود

پیش کسی زهره گفتن نبود

در دل او غصه و غم شد گره

همچو کمان خم شد، و لاغر چو زه

دور فتاده ز رخ او چو تیر

گشته چو زه در غم او گوشه گیر

و لوله در سینه و لبها خموش

واقف از احوال دلش سینه پوش

از همه خویشان شده بیگانه او

باغم آن مه شده همخانه او

درد صبوری چو برون شد زحد

خادمه اش نیز نکردی مدد

نعره بر آورد که ای گلعذار

چشم به حال من بیچاره دار

طاقت من گشت ز هجر تو طاق

نیست مرا طاقت درد فراق

چند کشم بار جدایی به دوش

سینه جوشان و لبان خموش

بی تو مرا مرگ به است از حیات

زندگی بی تو بود چون ممات

آه چه سازم که دلم گشت خون

درد دل من شده از حد برون

ای بت عیار کجا جویمت

درد دل خویش که را گویمت

سر به من خسته نیاری فرود

سوختم از آتش هجران چو عود

یک نفس از خنده تو خاموش کن

در دل شب گریه من گوش کن

صوفی بیچاره گرفتار تست

بنده صفت بر سر بازار تست

ادامه‌ی ده نامه

  1. بخش ۱۵ - نامه پنجمباز چو مسکین بشنید این سخن
  2. بخش ۱۶ - خبر بردن خادمهاین سخنان را چو بدین سان شنید
  3. بخش ۱۷ - آمدن خادمه از بر معشوقخادمه از خدمت آن دلنواز
  4. بخش ۱۸ - نامه ششمباز چو از صبر سخن گوش کرد
  5. بخش ۱۹ - رفتن خادمه از پیش عاشقخادمه برخاست به چشم پر آب
  6. بخش ۲۰ - آمدن خادمه از پیش معشوقخادمه آمد چو گل نوبهار
  7. بخش ۲۱ - دیدار نمودن دلدار از دور به عاشق مهجورناله عشاق چو از حد گذشت
  8. بخش ۲۲ - نامه هفتمعاشق بیچاره چو بیدار شد
همه‌ی ده نامه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.