پرش به محتوای اصلی
صوفی محمد هروی صوفی محمد هروی

ده نامه

بخش ۱۲ - خبر آوردن خادمه نزدیک عاشق

خادمه آمد به بر آن جوان

گفت سخنها که شنود آن زمان

گفت جوان را که بخندید یار

من شدم از خنده اش امیدوار

خوب شود عاقبت کار تو

رحم کند بر دل بیمار تو

کار به تعجیل شود بس خراب

پس تو درین کار مکن اضطراب

عاقبت کار تو نیکو شود

صوفی اگر صبر کنی بی عدد

ادامه‌ی ده نامه

  1. بخش ۱۴ - خبر بردن خادمهخادمه آمد به بر یار باز
  2. بخش ۱۵ - نامه پنجمباز چو مسکین بشنید این سخن
  3. بخش ۱۶ - خبر بردن خادمهاین سخنان را چو بدین سان شنید
  4. بخش ۱۷ - آمدن خادمه از بر معشوقخادمه از خدمت آن دلنواز
  5. بخش ۱۸ - نامه ششمباز چو از صبر سخن گوش کرد
  6. بخش ۱۹ - رفتن خادمه از پیش عاشقخادمه برخاست به چشم پر آب
  7. بخش ۲۰ - آمدن خادمه از پیش معشوقخادمه آمد چو گل نوبهار
  8. بخش ۲۱ - دیدار نمودن دلدار از دور به عاشق مهجورناله عشاق چو از حد گذشت
همه‌ی ده نامه ←

صوفی محمد هروی درباره‌ی صوفی محمد هروی

صوفی محمد هروی شاعری ناشناخته از قرن نهم هجری قمری است که به تقلید از بسحق اطعمه دیوان اطعمه‌ای به طنز و در وصف غذاها ساخته است. تک‌نسخهٔ باقیمانده از اشعار وی که در سال ۸۷۸ قمری به دست یعقوب بن اسحاق اسماعیلی قهستانی نسخه‌برداری شده با عنوان «دفتر اشعار صوفی» به همت ایرج افشار به چاپ رسیده است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.