پرش به محتوای اصلی
وفایی شوشتری وفایی شوشتری

غزلیات

شمارهٔ ۱

بسته‌ام باز، به پیمانهٔ می پیمان را

تا ز پیمانهٔ می تازه کنم ایمان را

جز دل من که زند، یک‌تنه بر آن خم زلف

کس ندیده‌ست که گو لطمه زند چوگان را

دل ربودی ز من و جان به تو خواهم دادن

منّت از بخت کشم چون بسپارم جان را

دید تا چاه زنخدان تو را یوسف دل

برگزید از همه آفاق چه و زندان را

گر رسد دست به آن زلف درازم روزی

مو به مو شرح دهم با تو شب هجران را

دوش گفتی بطلب هر چه که خواهی از ما

از تو بهتر چه بوَد تا که بخواهم آن را

گر اشاره ز لبت هست که جان باید داد

پیش مرجان تو قدری نبود مر جان را

به جحیمم مبر ای دوست که از همّت عشق

رشک فردوس به یاد تو کنم نیران را

گر به جنّت بروم باز تو را می‌جویم

طالب دوست «وفایی» چه کند رضوان را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳ساقی ز ماه چهره بر افکن نقاب را
  2. شمارهٔ ۴به سر زلف تو گر جز تو مرا یاری هست
  3. شمارهٔ ۵دل زاهدان فریبد لب لعل پر فریبت
  4. شمارهٔ ۶ره از همه جا بسته ولی راه تو باز است
  5. شمارهٔ ۷تاجر عشقم و عشق تو مرا، در بار است
  6. شمارهٔ ۸گیرم نبود نای سرچنگ سلامت
  7. شمارهٔ ۹تا که ابروی ترا، با مژگان ساخته‌اند
  8. شمارهٔ ۱۰کسی گوی سعادت از میان بُرد
همه‌ی غزلیات ←

وفایی شوشتری درباره‌ی وفایی شوشتری

ملا فتح‌الله وفایی شوشتری (زادهٔ ۱۲۰۸ شمسی در شوشتر، درگذشتهٔ ۱۳۰۳ شمسی در نجف) شاعر، صوفی و عارف قرن سیزدهم هجری بود. از حکیم وفائی شوشتری که در عصر قاجاریه می‌زیست چند اثر از جمله دیوان وفایی، سراج المحتاج، الطباق الذهب، شهاب ثاقب و رساله الجبر و التفویص بجای مانده است. کتاب دیوان وفایی در سال ۱۳۲۰ شمسی به چاپ رسیده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.