پرش به محتوای اصلی
شاطر عباس صبوحی شاطر عباس صبوحی

غزلیات

شمارهٔ ۵۶ - هله

صبر در عشق تو جانا هله تا چند کنم

من که مردم ز غمت حوصله تا چند کنم

تا سر زلف پریشان تو دیدم گفتم

از پریشانی خاطر گله تا چند کنم

روزگاری‌ست که با زلف تو در کشمکشم

پنجه در پنجهٔ یک سلسله تا چند کنم

به امیدی که بیفتم عقب محمل دوست

جای در جلد سگ قافله تا چند کنم

گاه قربانی جان است به تقصیر نگاه

به طواف حرمت هروله تا چند کنم

بعد از این بایدم از سر، به ره عشق شتافت

سعی با پای پر از آبله تا چند کنم

مُفتی از حرمت می گفت من از حکمت وی

بحث با جاهل این مسأله تا چند کنم

من که هنگام فریضه سگم اندر بغل است

بی‌خود از بهر ریا نافله تا چند کنم

جانش آمد به لب و باز صبوحی می‌گفت

صبر در عشق تو جانا هله تا چند کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۸ - پرده های رازدو چشم مست تو، خوش می‌کشند ناز از هم
  2. شمارهٔ ۵۹ - مبدأ برهانبار دگر به کوچهٔ رندان گذر کنیم
  3. شمارهٔ ۶۰ - گوهروقت آن است که از خانه به بازار شویم
  4. شمارهٔ ۶۱ - گلگون قبا، خونین کفناز حسرت شمع رخت، افتاده در طرف چمن
  5. شمارهٔ ۶۲ - بیدل حیرانتوئی در ملک جان، جان و چه جانی؟ جان مهرویان
  6. شمارهٔ ۶۳ - رقیبره دل را بتا، زان شوخ چشم مست رهزن زن
  7. شمارهٔ ۶۴ - زبونی دلدر خم زلف تو، پابند جنون شد دل من
  8. شمارهٔ ۶۵ - تماشاآسمان گر ز گریبان قمر آورده برون
همه‌ی غزلیات ←

شاطر عباس صبوحی درباره‌ی شاطر عباس صبوحی

شاطر عباس متخلص به صبوحی، تولد او را به سال ۱۲۷۵ هجری قمری در شهر قم، اقامتگاهش را تهران، نام پدر او را کربلایی محمد علی و نام جدش را مشهدی مراد نوشته‌اند، دربارۀ سیما و قد و قامت و اخلاقش چنین گفته‌اند: قامتی متوسط به حد اعتدال داشت، چهارشانه، دارای موی مشکی، ابروان پر پشت و دیدگانی فراخ و گشاده بود. کلفتی لبان و خوش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.