پرش به محتوای اصلی
شاطر عباس صبوحی شاطر عباس صبوحی

غزلیات

شمارهٔ ۵۷ - جام جهان بین

وقت آن شد که سر خویش، من از غم شکنم

آهی از دل کشم و حلقهٔ ماتم شکنم

گر مراد دل من را ندهد این گردون

همه اوضاع جهان، یکسره در هم شکنم

باده از کاس سفالین خورم و از مستی

به یقین جام جهان بین به سر جم شکنم

گر شود رام دمی ساقی و می گیرم از او

ترک عقبی کنم و توبه دمادم شکنم

شرحی از یوسف گمگشته خود گر بدهم

شهرت گریه یعقوب، مسلّم شکنم

سر شوریدهٔ خود، گر بنهم بر زانو

صبر ایّوب، از این شهره به عالم شکنم

بارها یار بدیدم به صبوحی می‌گفت

عزم دارم که ز هجرم قدت از غم شکنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۹ - مبدأ برهانبار دگر به کوچهٔ رندان گذر کنیم
  2. شمارهٔ ۶۰ - گوهروقت آن است که از خانه به بازار شویم
  3. شمارهٔ ۶۱ - گلگون قبا، خونین کفناز حسرت شمع رخت، افتاده در طرف چمن
  4. شمارهٔ ۶۲ - بیدل حیرانتوئی در ملک جان، جان و چه جانی؟ جان مهرویان
  5. شمارهٔ ۶۳ - رقیبره دل را بتا، زان شوخ چشم مست رهزن زن
  6. شمارهٔ ۶۴ - زبونی دلدر خم زلف تو، پابند جنون شد دل من
  7. شمارهٔ ۶۵ - تماشاآسمان گر ز گریبان قمر آورده برون
  8. شمارهٔ ۶۶ - آیهٔ رحمتغبار نیست که بر گرد عارض ترش است این
همه‌ی غزلیات ←

شاطر عباس صبوحی درباره‌ی شاطر عباس صبوحی

شاطر عباس متخلص به صبوحی، تولد او را به سال ۱۲۷۵ هجری قمری در شهر قم، اقامتگاهش را تهران، نام پدر او را کربلایی محمد علی و نام جدش را مشهدی مراد نوشته‌اند، دربارۀ سیما و قد و قامت و اخلاقش چنین گفته‌اند: قامتی متوسط به حد اعتدال داشت، چهارشانه، دارای موی مشکی، ابروان پر پشت و دیدگانی فراخ و گشاده بود. کلفتی لبان و خوش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.