پرش به محتوای اصلی
شاطر عباس صبوحی شاطر عباس صبوحی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳ - رقیب

ره دل را بتا، زان شوخ چشم مست رهزن زن

به عیاری زلفت، خویش را غافل به مخزن زن

نقاب پرنیان را برفکن از چهر آذرگون

شرر از چشمهٔ خورشیدوش، بر مرد و بر زن زن

رقیب بوالهوس در بزم، از روزن نظر دارد

کمان ابرو! خدنگی بر دو چشمانش ز روزن زن

اگر خواهی بتا! شیرین مذاق عاشقانت را

ز قند لعل خود کام صبوحی را یک ارزن زن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵ - تماشاآسمان گر ز گریبان قمر آورده برون
  2. شمارهٔ ۶۶ - آیهٔ رحمتغبار نیست که بر گرد عارض ترش است این
  3. شمارهٔ ۶۷ - تمنّازلفت از سنبل تر سر زده بر طرف چمن
  4. شمارهٔ ۶۸ - نکته به نکته، مو به موفصل بهار شد، بیا تا به خُم آوریم رو،
  5. شمارهٔ ۶۹ - خیال تواز حالت چشم تو مرا بیم گرفته
  6. شمارهٔ ۷۰ - گره مار به ماربه اختیار زدم دل به زلف یار، گره
  7. شمارهٔ ۷۱ - دقیقه، دقیقهغمت شود به دل من فزون، دقیقه دقیقه
  8. شمارهٔ ۷۲ - زلف و شانهبر جان، شرار عشقت، خوش می‌کشد زبانه
همه‌ی غزلیات ←

شاطر عباس صبوحی درباره‌ی شاطر عباس صبوحی

شاطر عباس متخلص به صبوحی، تولد او را به سال ۱۲۷۵ هجری قمری در شهر قم، اقامتگاهش را تهران، نام پدر او را کربلایی محمد علی و نام جدش را مشهدی مراد نوشته‌اند، دربارۀ سیما و قد و قامت و اخلاقش چنین گفته‌اند: قامتی متوسط به حد اعتدال داشت، چهارشانه، دارای موی مشکی، ابروان پر پشت و دیدگانی فراخ و گشاده بود. کلفتی لبان و خوش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.