پرش به محتوای اصلی
شاطر عباس صبوحی شاطر عباس صبوحی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴ - زبونی دل

در خم زلف تو، پابند جنون شد دل من

بی‌خبر از دو جهان غرقه به خون شد دل من

چون‌که با رشتهٔ گیسوی تو پیوندی داشت

مو به مو بسته به زنجیر جنون شد دل من

این همه فتنه مگر زیر سر چشم تو بود

که گرفتار دو صد سحر و فسون شد دل من؟

آن چه گفتم به دل از روی نصیحت، نشنید

عاقبت عشق تو ورزید و زبون شد دل من

بعد مرگ من اگر بر سر خاکم گذری

دهمت شرح، که از دست تو، چون شد دل من

سال‌ها سخت‌تر از کوه گران بود ولیک

در سر عشق تو بی‌صبر و سکون شد دل من

نقطهٔ خال تو تا دید به پرگار وجود

یک‌سر از دایرهٔ عقل، برون شد دل من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶ - آیهٔ رحمتغبار نیست که بر گرد عارض ترش است این
  2. شمارهٔ ۶۷ - تمنّازلفت از سنبل تر سر زده بر طرف چمن
  3. شمارهٔ ۶۸ - نکته به نکته، مو به موفصل بهار شد، بیا تا به خُم آوریم رو،
  4. شمارهٔ ۶۹ - خیال تواز حالت چشم تو مرا بیم گرفته
  5. شمارهٔ ۷۰ - گره مار به ماربه اختیار زدم دل به زلف یار، گره
  6. شمارهٔ ۷۱ - دقیقه، دقیقهغمت شود به دل من فزون، دقیقه دقیقه
  7. شمارهٔ ۷۲ - زلف و شانهبر جان، شرار عشقت، خوش می‌کشد زبانه
  8. شمارهٔ ۷۳ - گل شب‌بودلبرا بر روی ماهت این پریشان موست داری؟
همه‌ی غزلیات ←

شاطر عباس صبوحی درباره‌ی شاطر عباس صبوحی

شاطر عباس متخلص به صبوحی، تولد او را به سال ۱۲۷۵ هجری قمری در شهر قم، اقامتگاهش را تهران، نام پدر او را کربلایی محمد علی و نام جدش را مشهدی مراد نوشته‌اند، دربارۀ سیما و قد و قامت و اخلاقش چنین گفته‌اند: قامتی متوسط به حد اعتدال داشت، چهارشانه، دارای موی مشکی، ابروان پر پشت و دیدگانی فراخ و گشاده بود. کلفتی لبان و خوش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.