پرش به محتوای اصلی
شاطر عباس صبوحی شاطر عباس صبوحی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷ - تمنّا

زلفت از سنبل تر سر زده بر طرف چمن

کاکلت بسته صف از ملک حبش لشکر چین

در ختا و ختن ای خسرو خوبان جهان

چون تو شوخی نبود در همهٔ چین و ماچین

لب من با لب تو نرد به بوسی می‌باخت

لب لشکر شکنت گفت که بردی بر چین

خواستم جوهر هندو ز لبت بر چینم

لب تو گفت بچین، غمزهٔ تو گفت مچین

من از این چین و مچین، واله و شیدا چه کنم

سر زلف بت شکر شکنت برده ز چین

از گل روش صبوحی چه تمنّا داری

غنچه این لحظه تو از باغ وصالش برچین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹ - خیال تواز حالت چشم تو مرا بیم گرفته
  2. شمارهٔ ۷۰ - گره مار به ماربه اختیار زدم دل به زلف یار، گره
  3. شمارهٔ ۷۱ - دقیقه، دقیقهغمت شود به دل من فزون، دقیقه دقیقه
  4. شمارهٔ ۷۲ - زلف و شانهبر جان، شرار عشقت، خوش می‌کشد زبانه
  5. شمارهٔ ۷۳ - گل شب‌بودلبرا بر روی ماهت این پریشان موست داری؟
  6. شمارهٔ ۷۴ - باز، دل می‌بری ای که صد سلسله دل، بسته به هر مو داری
  7. شمارهٔ ۷۵ - وطن تودلم فتاده بر آن زلف پرشکن که تو داری
همه‌ی غزلیات ←

شاطر عباس صبوحی درباره‌ی شاطر عباس صبوحی

شاطر عباس متخلص به صبوحی، تولد او را به سال ۱۲۷۵ هجری قمری در شهر قم، اقامتگاهش را تهران، نام پدر او را کربلایی محمد علی و نام جدش را مشهدی مراد نوشته‌اند، دربارۀ سیما و قد و قامت و اخلاقش چنین گفته‌اند: قامتی متوسط به حد اعتدال داشت، چهارشانه، دارای موی مشکی، ابروان پر پشت و دیدگانی فراخ و گشاده بود. کلفتی لبان و خوش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.