پرش به محتوای اصلی
شاطر عباس صبوحی شاطر عباس صبوحی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵ - شاطر عشق

من اگر رندم و قلّاشم، اگر درویشم

هر چه ام، عاشق رخسار تو کافر کیشم

دست کوتاه از آن زلف درازت نکشم

گر زند عقرب جرّاره، هزاران نیشم

خواهمت تا که شبی تنگ در آغوش کشم

چه غمم گر خطری صبح درآید پیشم

دشت، آراسته از لاله رخان، دوش به دوش

من بیچاره گرفتار خیال خویشم

دل ز عشق رخت ای دوست، کجا برگیرم

برود عمر عزیز ار به سر تشویشم

من، همان شاطر عشقم که به تو شرط کنم

گر کشم دست ز دامان تو، نادرویشم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۷ - جام جهان بینوقت آن شد که سر خویش، من از غم شکنم
  2. شمارهٔ ۵۸ - پرده های رازدو چشم مست تو، خوش می‌کشند ناز از هم
  3. شمارهٔ ۵۹ - مبدأ برهانبار دگر به کوچهٔ رندان گذر کنیم
  4. شمارهٔ ۶۰ - گوهروقت آن است که از خانه به بازار شویم
  5. شمارهٔ ۶۱ - گلگون قبا، خونین کفناز حسرت شمع رخت، افتاده در طرف چمن
  6. شمارهٔ ۶۲ - بیدل حیرانتوئی در ملک جان، جان و چه جانی؟ جان مهرویان
  7. شمارهٔ ۶۳ - رقیبره دل را بتا، زان شوخ چشم مست رهزن زن
  8. شمارهٔ ۶۴ - زبونی دلدر خم زلف تو، پابند جنون شد دل من
همه‌ی غزلیات ←

شاطر عباس صبوحی درباره‌ی شاطر عباس صبوحی

شاطر عباس متخلص به صبوحی، تولد او را به سال ۱۲۷۵ هجری قمری در شهر قم، اقامتگاهش را تهران، نام پدر او را کربلایی محمد علی و نام جدش را مشهدی مراد نوشته‌اند، دربارۀ سیما و قد و قامت و اخلاقش چنین گفته‌اند: قامتی متوسط به حد اعتدال داشت، چهارشانه، دارای موی مشکی، ابروان پر پشت و دیدگانی فراخ و گشاده بود. کلفتی لبان و خوش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.