پرش به محتوای اصلی
شاطر عباس صبوحی شاطر عباس صبوحی

غزلیات

شمارهٔ ۱ - گرفتاران

پدر، خواهد ببرّد زلفکان چون کمندش را

پسر حیران، که چون سازد گرفتاران بندش را

کند کوتاه، دست از زلف و از لعل شکر خندش

نداند کاین دو هندو، پاسبانانند قندش را

سپندش خال و دودش زلف و آتش، پرتو رویش

عبث بی‌دود می‌خواهی بر این آتش، سپندش را

نکرده هیچ ابرو خم به قطع زلف می‌ماند

کمانداری که داد از دست ار پیچان کمندش را

صبوحی آنقدر نگذاشت آن زلف دوتا برجا

که گیری یک شب و بوسی دو لعل نوشخندش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳ - غم آزادیتا به دام غمش آورد خداداد مرا
  2. شمارهٔ ۴ - آرزواگر روزی بدست آرم سر زلف نگارم را
  3. شمارهٔ ۵ - مسوزانایا صیّاد رحمی کن، مرنجان نیم‌جانم را
  4. شمارهٔ ۶ - تبّریتا پریشان به رُخ آن زلف سمن‌ساست تو را
  5. شمارهٔ ۷ - جستجوچه خونبها به از این کشتگان کوی تو را
  6. شمارهٔ ۸ - بیداری مانیست او را سر موئی سر سودائی ما
  7. شمارهٔ ۹ - شوق جمالصبر و قرارم دگر به یک نظر امشب
  8. شمارهٔ ۱۰ - نقش خودمکن دریغ ز من ساقیا شراب امشب
همه‌ی غزلیات ←

شاطر عباس صبوحی درباره‌ی شاطر عباس صبوحی

شاطر عباس متخلص به صبوحی، تولد او را به سال ۱۲۷۵ هجری قمری در شهر قم، اقامتگاهش را تهران، نام پدر او را کربلایی محمد علی و نام جدش را مشهدی مراد نوشته‌اند، دربارۀ سیما و قد و قامت و اخلاقش چنین گفته‌اند: قامتی متوسط به حد اعتدال داشت، چهارشانه، دارای موی مشکی، ابروان پر پشت و دیدگانی فراخ و گشاده بود. کلفتی لبان و خوش...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.