پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۷

بیکسیم ساخت خریدار خویش

سوختم از گرمی بازار خویش

یکجهتی حلقه دام وفاست

صید بتانیم و گرفتار خویش

خاک رهم سیر جهان می کنم

همسفر شوق سبکبار خویش

جلوه غربت ز وطن دیده ام

آینه ام سایه دیوار خویش

هر دو جهان خواب فراموشیم

منتم از دیده بیدار خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۹نسخه دارد لعلش از چشم حیاپرداز خویش
  2. شمارهٔ ۷۰۰اشک بلبل نمک چش خویش
  3. شمارهٔ ۷۰۱گر از تو بشنویم جواب سلام خویش
  4. شمارهٔ ۷۰۲پرکاری معشوق نهان است در این باغ
  5. شمارهٔ ۷۰۳اشک گلگونم به راه وعده می کارد چراغ
  6. شمارهٔ ۷۰۴بهارم گلستان در گلستان ضعف
  7. شمارهٔ ۷۰۵همین دانسته چشمش جای می خون خوردن عاشق
  8. شمارهٔ ۷۰۶بر دلم آغوش صلح کل گشاید جنگ عشق
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.