پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۱

به نام گریه من فال می‌زند زنجیر

صلای شوخی اطفال می‌زند زنجیر

هوای گرم جنون خون به جوش می‌آرد

ز ناله‌ام رگ قیفال می‌زند زنجیر

ز برق‌تازی دیوانگی غبار شدم

هنوز بر اثرم بال می‌زند زنجیر

غرور حسن جنون از کسی نمی‌آید

قلم به حرف خط و خال می‌زند زنجیر

جنون ز راز دلم اینقدر خبردار است

که دم ز نامه اعمال می‌زند زنجیر

ز نسبتی که به آن طره می‌رساند اسیر

چه لاف‌ها که ز اقبال می‌زند زنجیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۳بحر وجود محشر موج و حباب گیر
  2. شمارهٔ ۶۷۴صیقل دل از غبار خاکساری یادگیر
  3. شمارهٔ ۶۷۵دست اگر داری به غیر از دامن صحرا مگیر
  4. شمارهٔ ۶۷۶ای برای دلم سراپا ناز
  5. شمارهٔ ۶۷۷ز فیض ابر شد زانسان جهان سبز
  6. شمارهٔ ۶۷۸پرتو شمع تو پروانه گداز است هنوز
  7. شمارهٔ ۶۷۹سرمه واری در نظر زان خاک پا دارم هنوز
  8. شمارهٔ ۶۸۰راحتم شد بستر خواب و در آزارم هنوز
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.