پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۷۷

ز فیض ابر شد زانسان جهان سبز

که از عکس زمین شد آسمان سبز

به صحرا گردباد تشنه لب را

رطوبت کرد چون سرو روان سبز

رقم زد خامه ای گر وصف گلشن

چو برگ بید گردیدش زبان سبز

ز فیض لطف عام ابر نیسان

چو موج سبزه شد ریگ روان سبز

اسیر عشق را چون جوهر تیغ

شود در سینه غم‌های نهان سبز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷۹سرمه واری در نظر زان خاک پا دارم هنوز
  2. شمارهٔ ۶۸۰راحتم شد بستر خواب و در آزارم هنوز
  3. شمارهٔ ۶۸۱مایه عیش اسیران خاطر غمناک بس
  4. شمارهٔ ۶۸۲قرار بخش دل تنگ یاد آن گل بس
  5. شمارهٔ ۶۸۳گفت‌وگویی شنیده‌ام که مپرس
  6. شمارهٔ ۶۸۴دارم دل افروخته چون خلوت فانوس
  7. شمارهٔ ۶۸۵نکرده دست تهی اهل دیده را قلاش
  8. شمارهٔ ۶۸۶شراری را نماند جا در آتش
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.