پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۸۲

قرار بخش دل تنگ یاد آن گل بس

سواد سایه گل آشیان بلبل بس

ز صد نگاه ندانسته نیستم خرسند

مرا ترحم دانسته تغافل بس

مخوان فسانه تسبیح و قصه زنار

حدیث مجلس ما سرگذشت کاکل بس

شهید عشق تو از یک نگاه خرسند است

نگاه گرم گلی خونبهای بلبل بس

ز وصف حسن تو شیرازه یافت نظم اسیر

برای مصرع بلبل سفینه گل بس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸۴دارم دل افروخته چون خلوت فانوس
  2. شمارهٔ ۶۸۵نکرده دست تهی اهل دیده را قلاش
  3. شمارهٔ ۶۸۶شراری را نماند جا در آتش
  4. شمارهٔ ۶۸۷شکار آینه گردیده آه می رسدش
  5. شمارهٔ ۶۸۸سینه تا شد قلمرو تیرش
  6. شمارهٔ ۶۸۹خداوندا مکن کس را شهید خنجر نازش
  7. شمارهٔ ۶۹۰صبا در نافه می‌غلتد ز گرد راه پابوسش
  8. شمارهٔ ۶۹۱کرده ام بسکه آرزوی خطش
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.