پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۱

کرده ام بسکه آرزوی خطش

شده ام صید رنگ و بوی خطش

خواب آشفته چون نبیند گل

روی خود می نهد به روی خطش

سر به سر آیت گرفتاری است

خوانده ام شرح مو به موی خطش

مشق دیوانگی به کار آمد

می نویسیم نامه سوی خطش

مو برآید گر از زبان قلم

می کنم مشق گفتگوی خطش

دیده ام سرنوشت خویش اسیر

بیقرارم ز جستجوی خطش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۳گل گرفتار نقش بالینش
  2. شمارهٔ ۶۹۴از قدش جلوه انتخاب فروش
  3. شمارهٔ ۶۹۵ای کرده ز یاد ما فراموش
  4. شمارهٔ ۶۹۶تا به کس روشن نسازم کفر ایمان بار خویش
  5. شمارهٔ ۶۹۷بیکسیم ساخت خریدار خویش
  6. شمارهٔ ۶۹۸جایی که گل از ناله کند بال و پر خویش
  7. شمارهٔ ۶۹۹نسخه دارد لعلش از چشم حیاپرداز خویش
  8. شمارهٔ ۷۰۰اشک بلبل نمک چش خویش
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.