پرش به محتوای اصلی
اسیر شهرستانی اسیر شهرستانی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹۳

گل گرفتار نقش بالینش

صبح دل چاک خواب شیرینش

در ره کفر و دین غبار شدم

پی نبردم به دین و آیینش

گر ز قتلم هنوز راضی نیست

مرغ روحم شکار شاهینش

سخن آهسته تر ز حسرتیان

برده فرهاد خواب شیرینش

شکوه ای از کسی ندارد اسیر

سینه صافی است حاصل کینش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۹۵ای کرده ز یاد ما فراموش
  2. شمارهٔ ۶۹۶تا به کس روشن نسازم کفر ایمان بار خویش
  3. شمارهٔ ۶۹۷بیکسیم ساخت خریدار خویش
  4. شمارهٔ ۶۹۸جایی که گل از ناله کند بال و پر خویش
  5. شمارهٔ ۶۹۹نسخه دارد لعلش از چشم حیاپرداز خویش
  6. شمارهٔ ۷۰۰اشک بلبل نمک چش خویش
  7. شمارهٔ ۷۰۱گر از تو بشنویم جواب سلام خویش
  8. شمارهٔ ۷۰۲پرکاری معشوق نهان است در این باغ
همه‌ی غزلیات ←

اسیر شهرستانی درباره‌ی اسیر شهرستانی

میرزا جلال‌الدین محمد بن مؤمن اسیر شهرستانی اصفهانی (زاده ۱۰۲۹ ق در اصفهان – درگذشت ۱۰۴۹ ق و به روایتی ۱۰۵۹ ق) از شاعران بزرگ فارسی‌سرای سبک هندی قرن ۱۱ ق. است. میرزا جلال‌الدین، فرزند ارشد میرزا مؤمن از سادات شهرستان - از توابع اصفهان - و از شاعران بزرگ سبک هندی سدهٔ ۱۱ ق. است. ظاهراً در سال ۱۰۲۹ ق در اصفهان زاده شد....

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.